نقش های تيم/پایان نامه توانمندسازی رهبری و تسهیم دانش

دانلود پایان نامه

نقش های تيم

1- خلاق-نوآور: عقايد و نظريه هاي جديد ارائه مي کند

2-کاشف-مؤسس: پس از اينکه نظرات جديد بوسيله ديگران ارائه شد مي تواند به اين عقايد جامه عمل بپوشاند

3-تحليلگر: راههاي ارائه شده را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهد.

4-سازنده-سازمان دهنده: ساختارسازماني براي طرح پيشنهادي ارائه مي کند.

5-نتيجه گير-توليد کننده: رهنمودهاي لازم را ارائه مي کند.

6-کنترلر-بازرس: امور را به صورتي دقيق کنترل و بررسي مي کند

7-نگهدارنده: در مبارزه هي تيم با گروه هاي خارجي با اعتقادي راسخ از تيم دفاع مي کند

8-گزارشگر-مشاور: درپي کسب اطلاعات کامل و اضافي برمي آيد.

9-هماهنگ کننده: کارها را هماهنگ، منسجم و يکپارچه مي کند(کوهن وبایلی[1]،2013).

مديران مي توانندبه شيوه هاي زيرافراد رابه شکلي درآورندکه آن ها درصحنه تيم ايفاگر نقش گردند:.

گزينش: مدير به هنگام استخدام اعضاي تيم، بايد دقت نمايد که از نظر فني نيز داراي مهارت هاي لازم و براي شغل يا کار مورد نظر واجد شرايط باشند. هنگامي که مدير با افراد فردگرا روبه رو مي شود، اصولاً بايد به يکي از سه روش زير اقدام کند:

1_ داوطلب بايد آموزش لازم را ببيند تا شرايط لازم در تيم را به دست آورد.

2_ بايد داوطلب را در واحدي به کار گرفت که تيم نداشته باشد.

3_ نبايد چنين داوطلبي را استخدام کرد.

آموزش: متخصصان آموزش تمرين هايي را به اجرا درمي آورند که کارکنان مي توانند در اثر تجربه و آموزش ، شيوة کار با تيم را بياموزند. معمولاً کارگاه هايي تشکيل مي شود تا به کارکنان آموزش داده شود که چگونه براي حل مسأله اقدام کنند. مثلاً شرکت امرسون الکتريک با آموزش افراد تيم هاي موفقي تشکيل داد.

 

پاداش: سازمان بايد در سيستم پاداش تجديدنظر کند و آن را به گونه اي در آورد که مشارکت و همکاري اعضا و ( نه رقابت ) را تقويت نمايد.

ارتقاي مقام: افزايش حقوق و ساير اقدامات تشويقي به اعضاي تيمي تعلق مي گيرد که همکاري و مشارکت خود را به اثبات رسانيده باشد.نبايد پاداش هاي باطني را فراموش کرد زيرا يافتن فرصت جهت رشد و توسعه شخصي به اعضا تيم کمک مي کند تا احساس کنند که از نظر باطني به پاداش نيکو رسيده و احساس رضايت شغلي نمايد (رابینز، ترجمه پارسائیان واعرابی،190:1391).

2-3-7 عوامل حياتی موفقيت تيم

پيتــرز و كاپنز[2]  استدلال كرده اند كه تيم ها می توانند به شرط تأمين نيازهای عمده خود، موفق باشند. مهمترين اين عوامل حياتي جهت موفقيت عبارتنداز : (مهدیزاده،14:1390).

1 – تشويق و پايداری 2 – تغيير فرهنگ 3 – آموزش 4 – حمايت خارجی.

همچنين بيرلين و همكاران[3] موفقيت يا شكست تيم ها را وابسته به متغيرهای زمينه ای (وضعی) می دانند. به زعم آنها، اين زمينه شامل شبكه ای از سيستم های حمايتی است كه تيم را احاطه كرده اند.

اين سيستم های حمايتی عبارتند از:

  1. حمايت و تعهد مديريت ارشد از مفهوم كار تيمی؛
  2. حمايت مديران ميانـی و سرپرستان مستقيم تيم ها؛
  3. تعيين اهداف و اولويت های تيمی؛
  4. طراحی نظام ارزيابی عملكرد (تعيين روشهای سنجش افراد و تيم ها)؛
  5. طراحی نظام آموزشی؛
  6. طراحی نظام پاداش (پرداخت مبتنی بر عملكرد)؛
  7. نظام يكپارچه سازی (ابـزارها و روشهايی كه به هماهنگی ميان اعضا و تيم ها و نيز ميان خود تيم ها می پردازد)؛
  8. ساختار سازمانی(مهدیزاده،14:1390).

ريچاردسون[4]  كه در پنج كابينه رياست جمهـوری آمريكا عضويت داشته است، علل كارايی و موفقيـت تيم ها را در عوامل زير مي داند: (کوهن وبایلی،2013).

1-شفافيت اهداف تيم و نحوه انتقال آن به ساير افراد: اولين و مهمترين مشخصه يك هدف ، شفافيت است. شفافيت تاكيد بر داشتن هدف عملياتی معينی است كه بايد در بالاترين قطعيت ممكن بيان شود.

2- قدردانی از اعضای تيم: به اين معنی كه سازمان نه تنها بايد نقش آنها را مشخص سازد بلكه در جايي كه خوب عمل می كنند از خدمات فني آنها نيز بايد قدردانی شود.

3 – همسوسازی عمليات با موارد 1و2: علاوه بر شفاف سازی اهداف و قدردانی از افراد، القا احساس اهميت و ارزش كار انجام شده توسط افراد است. اگر افراد نسبت به انجام امور احساس خوبی نداشته باشند نمی توان انتظار موفقيت را داشت.

[1]-Cohen & Bailey

[2]-Pirerz & Kapnez

[3]-Berlin

[4]– Richardson

دانلود پایان نامه