مکمل بازار سرمایه:”پایان نامه درباره نرخ ارز و سود بانکی”

  بانک؛ مکمل بازار سرمایه

در این حالت بانک‌ها و بازار سرمایه در تأمین منابع مالی، مکمل یکدیگر می­باشند و نقش مکملی را برای یکدیگر دارند. تئوری‌های موجود در مورد ارتباط بین بانک‌ها و بازار سرمایه، حاکی از این است که این دو می‌توانند جانشین و مکمل هم باشند. به‌گونه‌ای که، اقتصادانانی نظیر بوید و پرسکات[1] (1986) معتقدند که بانک‌ها نقش مفید و مؤثری را در بهبود تخصیص منابع دارند[2]. بانک‌های تجاری، با توجه به اینکه نقدینگی کوتاه‌مدت و گردش مالی واحدهای تولیدی را میسر می‌سازند، مکمل بازار سرمایه محسوب می‌شوند و در دو بازار نقدی و سلف (آتی) بازار سرمایه فعالیت می‌کنند[3]. احمدمجتهدو حسن­زاده ، پولوبانكداريونهادهايمالي، پيشين، ص 165

به طور کلی، بانک‌ها به عنوان مؤسسات واسطه، در کنار بخش‌های دیگری که در قالب بازارهای مالی- که نقل و انتقال سرمایه را به صورت‌های مختلف امکان‌پذیر می‌کنند- تعریف می‌گردند، به فعالیت خود می‌پردازند[4] و از آنجا که هر یک از نظام بانکی (بازار پول) و بازار سرمایه، بخشی از نیازهای جامعه را تأمین می­کنند، تعامل آن‌ها می­تواند با ابزارهای متفاوتی، پاسخگوی نیازهای متنوع بازار باشد. [5] در نخستین مرحله، بازار پول نقش اساسی را در تجهیز منابع پس­انداز برعهده دارد، اما به تدریج که اقتصاد، توسعه می یابد، این بازار سرمایه است که بخش فزاینده­ای از پس­اندازها را به سمت سرمایه­گذاری­ها هدایت می­کند. [6] این­گونه تعامل باعث هم‌افزایی توان هر دو بازار می­شود و همکاری بازارها می‌تواند از تداخل وظایف و دوباره‌کاری جلوگیری کند. تقویت این همکاری، ثبات بازارهای مالی و افزایش سرعت واکنش به بحران‌های مالی را در پی خواهد داشت.

از سوی دیگر باعث کاهش خطرپذیری و کاهش هزینه­های تأمین مالی می­شوند و همچنین، می‌توانند از بروز شوک‌های نقدینگی جلوگیری کنند. به این صورت که بانک‌ها می‌توانند سپرده‌های کوتاه‌مدت که از درجة نقدینگی بالایی برخوردار هستند را به سپرده‌های بلندمدت با درجة نقدینگی پایین تبدیل کنند. یعنی به خانوارها این امکان را بدهند که هر زمان که تمایل دارند، بتوانند سپرده‌های خود را از بانک برداشت کنند. در طرف مقابل، در بازار سرمایه (بورس) نیز، دارندگان اوراق سهام می‌توانند بدون اینکه دسترسی واحد‌های تولیدی و خدماتی به سرمایه مسدود شود، هر زمان که بخواهند سهام خود را در بازار بفروش برسانند[7]. [8] از سوی دیگر، تأمین مالی طرح­های بزرگ و پرداخت وام­های بلندمدت در نظام­های متکی بر نرخ بهره (اقتصاد سنتی)، بر عهده بازار سرمایه و بازار بورس می­باشد. لذا عمدة اختلاف در فعالیت بازار پول و بازار سرمایه این اقتصادها، در «اختلاف در سررسید وام­ها» است، به نوعی که در بازار پول، سررسید این وام­ها کوتاه‌مدت و در بازار سرمایه به صورت بلندمدت می­باشد. گرچه در این نوع نظام اقتصادی، سپرده­گذاری در بانک بدون ریسک می­باشد. در حالی­که عمدۀ سرمایه­گذاری­ها در بازار سرمایه همراه با ریسک و پذیرش خطر می­باشد[9] و بازار سرمایه می‌تواند شرایطی را فراهم کند که خانواده‌ها بهتر بتوانند ترجیحات ریسک خود را طبقه‌بندی نموده و نقدینگی مورد نیاز خود را تأمین نمایند[10]. بنابراین، باتوجه به مطالب مطرح شده، نظام بانکی در اقتصاد سنتی مکمل بازار سرمایه می‌باشد.

همچنین، با توجه به اینکه نظام اقتصاد اسلامی مبتنی بر فعالیت‌های اسلامی می­باشد و چون نظام بانکی نیز از این قابلیت به خوبی برخوردار است و می­تواند بخش عمده­ای از سرمایه­های مورد نیاز را از طریق تجهیز سپرده‌های بلندمدت جذب کند، ولی با توجه به محدودیت­هایی که سیستم بانکی برای پاسخگویی به نیاز همه متقاضیان سرمایه وجود دارد، بازار سرمایه می­تواند به عنوان یک مکمل در کنار نظام بانکی در جذب و هدایت سرمایه­ها فعالیت کند. اما چون در سیستم بانکداری اسلامی، هیچ­گونه وامی پرداخت نمی‌شود، مگر وام­های قرض­الحسنه و بدون بهره، که آن هم بسیار محدود می­باشد، بیشتر فعالیت­ها در این نظام بر طبق عقود اسلامی می­باشد.[11] از سوی دیگر، بانک‌ها در نظام اقتصاد اسلامی (همانند نظام اقتصاد سنتی)، طی عملیات مقاطعه‌کاری و واسطه‌گری اوراق بهادار شرکت‌های فعال در بازار سرمایه به شرکت‌هایی که از این طریق، اوراق سهام‌شان را در بازار سرمایه عرضه می‌کنند، می‌توانند در زمینه افزایش قیمت اوراق سهام این شرکت‌ها کمک کنند و هزینة پذیره‌نویسی اوراق این شرکت‌ها را نیز کاهش دهند. معاملات کوتاه‌مدت ابزارهای بدهی (و یا وام‌ها) نیز، از طریق بازارهای پول، ثابت می‌کند که بازار پول، بازوی مهم افزایش بهره‌وری بازار سرمایه می باشد[12].

به لحاظ نظری، ایفای نقش مؤثر بانک‌های اسلامی در عرصة فعالیت‌های اقتصادی، در گرو حضور بازار گستردة دادوستد انواع اوراق بهادار (بازار سرمایة فعال) می‌باشد[13] و اجرای صحیح عملیات بانکداری اسلامی از یک طرف و انجام مطلوب عملیات بازار سرمایه از طرف دیگر، می‌تواند نقش مکملی این دو را نشان دهد. به گونه‌ای که عملیات نظام بانکی بر نحوة فعالیت بازار سرمایه و برعکس، عملیات بازار سرمایه بر فعالیت‌های نظام بانکی تأثیر می‌گذارد. زیرا گسترش حجم مبادلات در بازار سرمایه، به افزایش سرمایه‌گذاری، تولید ملی و در نتیجه، پس‌انداز ملی منجر می‌شود و در نهایت، بر حجم فعالیت‌های نظام بانکی تأثیرگذار خواهد بود و بالعکس.

[1]– Boyd John,H. & Prescott, Edward.c.

[2] –  حسن­زاده، علی و احمدیان، اعظم، پيشين، ص 35.

   احمد مجتهد و حسن زاده،پول و بانکداری و نهادهای مالی، ص165- [3]

همان، ص 128-[4] .

[5] – جهت مطالعة بیشتر در این زمینه، ر.ک به ضمیمه

[6] – جهت مطالعة بیشتر در این زمینه، ر.ک به ضمیمه

كيومرث آریا، پيشين، صص 246- 245-[7].

[8] – جهت مطالعة بیشتر در این زمینه، ر.ک به ضمیمه

   غلامرضا سرآبادانی، پيشين، ص51-[9].

[10] –  حسن­زاده، علی و احمدیان، اعظم، پيشين، ص 37.

[11] – جهت مطالعة بیشتر در این زمینه، ر.ک به ضمیمه

[12]– TAJ EL-DIN, SEIF EL-DIN I, Op, cit,  p54.

[13] – برای نمونه، ر.ک: عباس میرآخور، «نظریة نظام مالی اسلامی»، مقالاتی در اقتصاد اسلامی، ترجمة حسن گلریز، مؤسسه عالی بانکداری ایران، 1371، صص 178- 175.