مفهوم کارت امتیازی متوازن:/پایان نامه درباره تحلیل پوششی داده‌

دانلود پایان نامه

کارت امتیازی متوازن

مطالعه ادبيات مديريت استراتژيك و بررسي­هاي انجام شده در مورد دلايل عدم توفيق برنامه‌هاي استراتژيك در دهه هشتاد ميلادي و كم اهميت شدن و عدم اثربخشي آن نشان ‌مي‌دهد كه يا استراتژي­هاي اثربخشي تدوين نشده، يا استراتژي­هاي اثربخش، به درستي پياده‌سازي و اجرا نشده‌اند.

بسياري از استراتژي­هاي ناموفق، زاييده فرآيند برنامه‌ريزي استراتژيك بودند كه پيشگاماني مانند: اندروز[1]، چندلر[2] و انسوف[3] در قالب رويكرد تجويزي، پرچم‌داران آن به شمار مي‌روند. ايشان استراتژي­ها را حاصل يك فرآيند تحليلي و قاعده‌مند مي‌دانند. درون مايه اصلي اين رويكرد، جفت و جور كردن عوامل دروني (نقاط قوت، نقاط ضعف) و عوامل بيروني (فرصت‌ها و تهديدها) به منظور بهره‌مندي از منافع نهفته در فرصت‌ها (يا دوري از زیان‌های نهفته در تهديدها) است. از آنجا كه استراتژی‌های حاصله از اين رويكرد براي محیط‌های به نسبت پايدار مناسب بودند، با وقوع تحولات در ساختار اقتصادي جهان و تغيير سريع عوامل تكنولوژيك، بسياري از استراتژي­ها با شكست مواجه شدند.

در آن زمان با طرح نظرياتي متفاوت توسط نظریه‌پردازانی، مانند مينتزبرگ[4]، رويكرد تجويزي در تدوين استراتژي مورد پرسش قرار گرفت و رويكرد توصيفي در خلق استراتژي، ظهور كرد. رويكرد توصيفي بر اين مبنا است كه يك استراتژي بديع، خلاق و اثربخش، الزاماً از روش‌های قاعده­مند حاصل نمي‌شود. هنري مينتزبرگ استراتژي اثربخش را پديده‌اي خود جوش مي‌داند و عميقاً بر اين نكته، كه فرآيندها نمي‌توانند استراتژي توليد كنند تاكيد دارد. درحالی‌که در شيوه‌هاي متعارف برنامه‌ريزي استراتژيك، فرآيندها غالب هستند. در چارچوب نظريات مينتزبرگ، استراتژي اثربخش يك پديده خلاقانه است كه انسان‌ها سازنده آن هستند و نه فرآيندهاي برنامه‌ريزي، و براي اين امر باید به جاي برنامه‌ريزي به توسعه تفكر استراتژيك پرداخت. در رويكرد تفكر استراتژيك بايد قواعد خلق ارزش براي بازار و مشتري را فهميد و آن‌ها را براي پاسخگويي به بازار به كار گرفت. كاپلان و نورتون در كتاب نقشه استراتژي، ارزش‌های قابل ارائه به مشتريان را در سه دسته: تصوير، روابط، و ویژگی‌های محصول/خدمت قرار داده و به هشت مورد: قيمت، كيفيت، دسترسي، انتخاب، كاربرد، خدمت، شراكت، و نام تجاري ريز مي‌كنند. وقتي شركتي مشتريان هدفش را شناسايي كند، مي‌تواند هدف‌های استراتژيك خود را در راستاي ايجاد ارزش براي مشتريان تعيين كرده، استراتژي‌هاي خود را به منظور تحقق هدف‌های استراتژيك، كه هم راستا با ارزش‌های مورد نظر مشتريان است، پايه‌ريزي كند.

اگرچه با ظهور رويكردهاي نو در خلق استراتژي، درصد خطا در دستيابي به استراتژی‌های اثربخش كاهش مي‌يابد، اما نتايج پژوهش‌ها نشان مي‌دهد دلايل ناكامي هفتاد درصد از مديران ارشد شرکت‌ها، شكست در اجراي استراتژي‌هايشان بوده است، نه اتخاذ استراتژي‌هاي غلط و غير اثربخش. پژوهشگران دلايل شكست در اجراي استراتژي‌ها را نيز در چهار عامل: عدم انتقال استراتژي به سطوح پاييني سازمان، عدم همسويي كاركنان و منافع ايشان در اجراي استراتژی‌ها، عدم تعهد مديريت ارشد و صرف وقت در تدوين و اجراي استراتژی‌ها و عدم تخصيص منابع لازم براي اجراي استراتژي‌ها شناسايي كرده‌اند. امروزه براي پيشگيري از وقوع موارد ياد شده، روش كارت امتيازي متوازن و ترسيم نقشه استراتژي بسيار سودمند تشخيص داده شده، شرکت‌ها به راه‌های مختلف از مفاهيم آن بهره‌برداري مي‌كنند (يوسفي و حائري،1386).

[1]Andrews

[2]Chandler

[3]Ansoff

[4]Mintzberg

دانلود پایان نامه