عدالت در قرآن:/پایان نامه درمورد عدالت سازمانی

اهمیت عدالت از منظر اسلام

2-1-7-1- عدالت در قرآن

عدل و قسط در قرآن جایگاهی بس والا را به خود اختصاص داده است. در این کتاب آسمانی، عدل به مثابه اصلی اساسی و بنیانی تلقی می گردد که خلقت هستی بر پایه آن صورت گرفته است و تدبیر امور عالم بر اساس آن تحقق می یابد و کتب آسمانی و بیان شرع بر مبنای آن و در جهت تحقق آن است. از منظر قرآن عدالت هم اصل و مبدأ هستی است، بدین اساس که هستی بر اساس آن و مطابق آن به وجود آمده است “انعام آیه 6” و هم والاترین هدف جهان و آدمیان و شرایع و ادیان برای رسیدن به عدالت و تحقق آن در جامعه و نفس انسانی است “حدید آیه 25”.

بر همین مبنا، در نگاه قرآن، عدالت ذاتاً و فی نفسه دارای ارزش است و به عبارت دیگر، ارزش ذاتی دارد و سلامت و امنیت همه امور به آن وابسته است و به همین جهت است که خداوند به تمامی انسانها، بویژه اهل ایمان، موکداً دستور می دهد که برپادارنده عدالت و قسط باشند “اعراف آیه 29”.

 

 

عدالت در اندیشه رسول ا…(ص):

رسول اکرم(ص) با هدف قیام برای تحقق عدل و قسط و اجرای عدالت در جامعه و نفوس بشری و تکمیل مکارم عالی اخلاقی به رسالت برانگیخته شد.

رسول خدا (ص) خود عدل مجسم بود و بر همین اساس و با توجه به ضرورت عدل در جامعه بشری تأکید فراوانی بر عدالت و قسط داشت. از دیدگاه حضرت رسول (ص): عدالت محور و بنیان خلقت وجود را تشکیل می­دهد و آسمان­ها و زمین بر اساس عدل استوار شده­اند. بر همین اساس، در نگاه آن حضرت عدل میزان و معیار خداوند در زمین است و تمسک به آن عامل نجات آدمیان خواهد بود.

در نگاه رسول خدا (ص)، عدالت معیار تمامی امور جمعی و فردی، معنوی و مادی، جسمانی و روحانی، سیاسی و غیر سیاسی است و باید در احساس، اندیشه، گفتار، کردار و رفتار تجسم یابد. یعنی انسان و جامعه عادلانه احساس کنند، عادلانه بیندیشند، عادلانه سخن بگویند و عادلانه رفتار کنند.

2-1-7-2- عدالت در اندیشه ائمه اطهار(ع)

بحث عدالت در اندیشه ائمه(ع)، بحثی بسیار گسترده و عمیق است و مجال و فرصتی در خور را می­طلبد. در نگاه پیشوایان معصوم (ع)، عدالت به مثابه ضرورتی برای هستی، وجود، انسان و جامعه مطرح است لذا دارای جایگاه و اهمیت والایی است و مبنا و اساس همه چیز در جهان و در جامعه و افراد تلقی می­گردد تا جایی که حتی ایمان مبتنی بر عدل است.

مهمترین آثار سیاسی و اجتماعی عدالت از دیدگاه پیشوایان معصوم (ع) عبارتند از: ثبات و بقای حکومت و نظام سیاسی جامعه، استقلال، توان و عزت، نافذ شدن حکم و فرمان زمامداران، ارزشمندی و ارج رجال سیاسی جامعه، بی­نیازی از یاران و اطرافیان و بیگانگان، اصلاح امور جامعه و غیره.

امامان شیعه به پیروی از قرآن و رسول خدا (ص)، تصویر نمادین و منسجمی از عدالت در قالب نظریه­ای متقن ارائه داده­اند. این موضوع، به ویژه در کتاب نهج­البلاغه و در اندیشه و سیره عملی حضرت علی (ع) و فرزند بزرگوارش امام حسن مجتبی (ع)، که حدود پنج سال رهبری جامعه اسلامی را در اختیار داشتند، به صراحت و وضوح دیده می­شود و چه زیبا درمورد علت اصلی پذیرش خلافت از سوی حضرت علی (ع) گفته شده است:

” مسأله­ای که علی ابن ابی طالب (ع) را مجبور به پذیرش خلافت نمود در خطر بودن عدالت اجتماعی بود”.

2-1-8- عدالت سازماني

موضوع عدالت سازماني، غالب‌ترين موضوع در روان‌شناسي صنعتي ـ سازماني، مديريت منابع انساني و رفتار سازماني در طول دهه‌هاي اخير بشمار مي‌آيد. بطور كلي، قبل از 1975 مطالعه عدالت در سازمان­ها اساساً عدالت توزيعي را در بر مي‌گرفت (کولکوئیت و هچاران[1]، 2001).

مطالعه در مورد عدالت با كار آدامز (1963) بر روي تئوري برابري آغاز شد. وي در اين كار بر انصاف درك شده از پرداخت­ها كه همان عدالت توزيعي است، تأكيد مي‌نمود (کوهن و همکاران، 2001).

كروپانزانو و گرينبرگ (1997) معتقد بودند كه تحقيقات در مورد عدالت سازماني بر دو مبحث عمده متمركز مي‌گردد:

ـ پاسخ‌هاي كاركنان به پيامدهايي كه دريافت مي‌كنند.

ـ ابزارهايي كه توسط آنها اين پيامدها تخصيص مي‌يابند يا به عبارتي رويه‌هاي استفاده شده براي تخصيص پيامدها.

به بيان ديگر، تئوريسين‌ها در زمينه عدالت سازماني بين مفهوم سازي‌هايي از عدالت كه به محتواي تصميمات مي‌پردازد (عدالت توزيعي) و مفاهيمي كه بر اين امر متمركز مي‌شود كه تصميمات چگونه گفته مي‌شود (عدالت رويه‌اي)، تمايز قائل مي‌شوند (لی ،2000).

بطور كلي، بحث عدالت رويه‌اي در پي اثبات عدم توانايي تئوري برابري و ديگر مدل‌هاي عدالت توزيعي در شرح عكس‌العمل‌هاي افراد به ادراكات آنها در زمينه عدم رعايت عدالت مطرح گشتند.

ديبات و والكر با انتشار كتابي تحت عنوان عكس‌العمل‌هاي جدلي به رويه‌هاي قانوني آغاز كننده مطالعه در مورد عدالت فراگردها در مباني نظري عدالت سازماني بودند (کولکوئیت و همکاران، 2001).

مطالعه عدالت رويه‌اي ـ انصاف درك شده از فراگردهايي كه پيامدها توسط آنها تخصيص مي‌يابند ـ نشان مي‌دهد كه توزيع پاداشها در بسياري از اوقات اهميتي كمتر از فراگردهايي كه توسط آنها پاداش تخصيص يافته‌اند، دارند. همزمان با مطالعه بر روي مبحث عدالت رويه‌اي بيز و مواگ (1975) بحث عدالت مراوده‌اي را مطرح نمودند كه بر جنبه بين شخصي اعمال سازماني به ويژه رفتار و ارتباطات بين مديريت و كاركنان تمركز مي‌نمايند. گرچه بسياري از محققان، قائل به وجود تمايز بين عدالت مراوده‌اي و عدالت رويه‌اي بودند اما محققان زيادي از جمله كروپانزانو و بيرن (1999)، تيلر و بيز (1990) اين تمايز را زير سوال برده‌اند (کوهن و همکاران، 2001).

حال با توجه به تحقيقات انجام گرفته، پيرامون بحث عدالت اين سوال اساسي مطرح مي‌گردد كه چرا عدالت مهم است؟ در زمينه عدالت سازماني، اين بحث كه چرا عدالت مهم است به آشكارترين شكل توسط ليند و تيلر (1988) در تحقيقاتشان پيرامون عدالت رويه‌اي مورد توجه قرار گرفته است. ليند و تيلر دو مدل را براي تشريح اثرات عدالت مشخص نموده‌اند:

مدل منافع شخصي: در اين مدل بيان مي‌گردد كه علت اهميت عدالت براي افراد در اين نكته است كه نهايتاً به آنها اجازه مي‌دهد تا دستاوردهاي شخصي‌شان را حداكثر سازند. بدين معني افراد چون بر اين باورند كه رويه‌هاي منصفانه نهايتاً منجر به پيامدهاي با ارزش براي آنها خواهد شد، براي اين رويه‌ها ارزش قائلند.

مدل‌ ارزش‌هاي گروهي: در اين مدل بيان مي‌گردد كه رعايت عدالت به افراد اطلاعاتي در مورد جايگاهشان در گروه ارائه مي‌نمايد. بدين معني كه هنگامي كه افراد صاحب اختيار و قدرت در گروه با افراد با رعايت رفتار مي‌كنند، اين رفتار به فرد اطلاعاتي در مورد موقعيت او در گروه ارائه مي‌كند و بنابراين در ايجاد ارزش براي فرد و همچنين ايجاد حس هويت مشترك، مفيد است (طرزی، 1392).

مدل ارزش­هاي گروهي همچنين بيان مي‌دارد كه افراد براي رويه‌هايي ارزش قائلند كه انسجام گروهي را ارتقاء مي‌دهند زيرا داشتن روابط بلند مدت با گروه‌ها براي افراد ارزشمند است.

در اين مدل چنين بحث مي‌شود كه گروهها ارائه دهنده چيزي بيش از ارزشهاي مادي براي افراد هستند، وابستگي‌هاي گروهي به مثابه ابزارهايي براي دست‌يابي به موقعيتهاي اجتماعي و اعتماد به نفس عمل مي‌كنند. پس افراد تمايل دارند تا از موقعيت خود در گروه، آگاه باشند و نوع رفتار با افراد اين آگاهي را در آنها ايجاد مي‌كند (طرزی، 1392).

[1] . Colquitt & Hecharan