سرمایه فکری:/پایان نامه کيفيت کار و تعهد سازماني

مبانی نظری سرمایه فکری

سرمایه فکری یک مفهوم چند رشته ای است و فهم و درک آن در رشته های مرتبط با کسب و کار و تجارت متنوع است (هوانگ دلوثر، 386:2007) در خصوص میزان شناخت ما از سرمایه های فکری توافق چندانی وجود ندارد. سرمایه های فکری اگرچه در قبل ناشناخته بود ولی اکنون به اشکال مختلف در فرآیند توسعه اقتصادی، مدیریتی، تکنولوژی و اجتماعی به ایفای نقش می‌پردازد. انقلاب حاصله در تکنولوژی اطلاعات، اهمیت در حال افزایش دانش و اقتصاد مبتنی بر دانش، الگوهای در حال تغییر ایجاد جامعه شبکه‌ای و همچنین پیدایش نوآوری به عنوان مهمترین عوامل تعیین کننده مزیت رقابتی از جمله مواردی هستند که موجبات افزایش اهمیت سرمایه فکری در شرکت‌ها را بیش از پیش فراهم کرده است (انواری رستمی و رستمی 51:1382).

2-2-1- مفهوم سرمایه فکری: تحقیقات در زمینه سرمایه فکری در سال 1990 آغاز گردید و بطور عمده به افزایش آگاهی در مورد وجود و ارزش دارایی‌های ناملموس در سازمان و گسترش مدل‌های طبقه‌بندی سرمایه فکری مربوط می‌شد (مار و دیگران، 441:2003).

تاکنون از سرمایه فکری تعاریف متنوعی ارائه شده است. در سال‌های اخیر افراد و گروه‌های زیادی از رشته‌های گوناگون سعی کرده‌اند تا تعریفی استاندارد از سرمایه فکری که مورد توافق همه باشد را ارائه دهند (نظری و هرمانس، 596:2007) نکته‌ای که در آن اتفاق نظر وجود دارد این است که پیشگامان تحقیق و عمل در زمینه سرمایه فکری عبارتند از: سویبی، استوارت، ادوینسون و مالون، سالیوان، بروکینگ ورز (آرناس و لاواندروس، 78:2008).

رز و دیگران، ادینسون و مالون بیان داشته‌اند که بین ارزش بازاری شرکت و ارزش دفتری آن تفاوت وجود دارد که این چیزی بیش از یک ارزش پنهان نیست، آنها بیان داشته‌اند که این ارزش پنهان می‌تواند به مفهوم دارایی‌های ناملموس شرکت تجزیه و تحلیل شود و نام سرمایه فکری را بر آن اطلاق کردند (سولر و همکاران، 472:2007). رز مسلم می‌پندارد که مفهوم سرمایه فکری فقط درک و تشخیص محض یا توضیح ارزشی ضمنی یک سازمان نیست، بلکه هدف آن همچنین جابه‌جا کردن نتایج تشخیص یا توضیح ارزش ضمنی سازمان به ارزش‌های جدید است (چو و دیگران، 888:2006).

ادوینسون و مالون سرمایه فکری را چنین تعریف کرده‌اند. دانشی که می‌تواند به ارزش تبدیل شود (نظری و هرمانس، 596:2007). آنها برای توضیح سرمایه فکری از استعاره درخت که زندگی‌اش وابسته به ریشه است و آن نیز در زیر خاک و پنهان است استفاده می‌کنند و می‌گویند که موفقیت شرکت به سرمایه فکری‌اش وابسته است که آن نیز یک منبع پنهان است (آرناس و لاراندروس، 79:2008) در سال 1991 استوارت مفهوم سرمایه فکری را گسترش داد (جوهانسن و دیگران، 153:2005). و آنرا چنین تعریف کرد: مواد فکری- دانش، اطلاعات، دارایی فکری و تجربه – که می‌تواند برای ایجاد و خلق ثروت استفاده گردد (نظری و هرمانس، 596:2007).

جدول 2-1- تعاریف انتخاب سرمایه فکری (ماروستنفر، تعریف سرمایه فکری: یک رویکرد سه بعدی نشریه منجمترشیرن، دوره 43، شماره 9، ص 1119، سال 2005)

نویسندگان تاریخ تعاریف
ایتامی 1987 دارایی‌های نامشهود مانند دارایی‌های مبتنی بر اطلاعات که شامل فناوری، اعتماد مشتری، تصویر سازمانی حاصل از علائم تجاری، فرهنگ سازمانی و مهارت‌های مدیریتی می‌باشند.
هال 1989 دارایی‌های فکری شامل حقوق مالکیت معنوی مانند حق امتیاز، علائم تجاری طرح‌های ثبت شده، حق مالکیت معنوی، شهوت، شبکه‌های فردی و سازمانی، دانش، تخصص و مهارت‌های کارکنان است.
هال 1993، 1992 سرمایه فکری شامل دارایی‌هایی مانند حقوق مالکیت معنوی و شهرت و مهارت‌ها یا مزیت‌هایی مانند دانش چگونگی و فرهنگ سازمانی است.
کلین و پروساک 1994 هر عنصر فکری که بتوان آن را فرموله و گرددآوری کرد و بتوان از آن برای ایجاد دارایی با ارزش بیشتر استفاده کرد.
ادینسون و مولیوان 1996 دانشی که بتوان آن را به یک ارزش تبدیل کرد.
بروکینگ 1996 ترکیبی از 4 جز اصلی، دارایی‌های بازار، دارایی‌های انسانی، دارایی‌های مالکیت معنوی و دارایی‌های زیرساختی
اسریبای 1997 سرمایه فکری مربوط به سه دسته از دارایی‌های نامشهود است. ساختار داخلی به ساختار خارجی و شایستگی‌های انسانی
روس و همکاران 1997 سرمایه فکری ترکیبی از یک بخش فکری مانند سرمایه انسانی و یک بخش غیرفکری مانند سرمایه ساختاری است.
روس و همکاران 1997 سرمایه فکری مجموع دارایی‌های پنهان شرکت است که در ترازنامه نشان داده نمی‌شود. لذا هم شامل آن چیزی است که در مغز اعضای سازمان است و هم آن چیزی که پس از خروج افراد در سازمان باقی می‌ماند.
استوارت 1997 هر عنصر فکری- دانش، اطلاعات، مالکیت معنوی و تجربه – که بتوان از آن برای ایجاد ثروت استفاده کرد.
ادوینسون و مالان 1997 سرمایه فکری مجموعه‌ای از سرمایه ساختاری و سرمایه انسانی شامل تجارت بکار گرفته شده، فناوری سازمان، روابط با مشتریان و مهارت‌های حرفه‌ای است که با ایجاد مزیت رقابتی موجبات حیات سازمان در بازار را فراهم می‌سازد.
بوسیوت 1998 حالت‌ها و تمایلاتی که در افراد و گروه‌ها وجود دارد که در صورت برانگیخته شدن قابلیت ایجاد ارزش افزوده را دارند.
تیس 1998 منابع خاص سازمانی که کپی‌برداری از روی آنها اگر غیرممکن نباشند بسیار مشکل است.
تیس و همکاران 1999 مفهومی است جهت طبقه‌بندی تمامی منابع نامحسوس سازمان و شناخت ارتباط میان آنها
سازمان همکاری و توسعه اقتصادی 2000 ارزش اقتصادی است که توسط دو دسته از دارایی‌های نامحسوس شرکت ایجاد می‌شود، سرمایه سازمانی و سرمایه انسانی
 

نوناکا و همکاران

2000 منابع خاص شرکت که وجود آن‌ها برای اجاد ارزش ضروری است.
لیف 2001 دارایی‌های ناملموس منابع غیرفیزیکی ارزش می‌باشند که توسط نوآوری، طرح‌های منحصر به فرد سازمان و یا توسط منابع انسانی ایجاد می‌شوند.
ماروشیوما 2001 مجموعه‌ای از دارایی‌های دانشی که با ایجاد ارزش افزوده برای ذی‌نفعان کلیدی این امکان را برای سازمان بوجود می‌آورد تا جایگاه رقابتی خود را ارتقا دهد. این دارایی‌ها شامل دارایی‌های انسانی، دارایی‌های رابطه‌ای، دارایی‌های فرهنگی و فعالیت‌ها و امور روزمره، دارایی‌های فکری و دارایی‌های فیزیکی می‌باشند.
کاپلان و نورتون 2004 دارایی‌ها نامحسوس شامل سرمایه انسانی مانند مهارت‌ها، استعداد و دانش، سرمایه اطلاعاتی مانند پایگاه داده، سیستم‌های اطلاعاتی و زیر ساخت فناوری، سرمایه سازمانی مانند فرهنگ، سبک رهبری و توانایی بهتر دانش است.
آی.‌ای.اس.بی. 2004 دارایی‌های نامحسوس دارایی‌های ثابت غیرمالی هستند که از جنس ماده نیستند اما ماهیت آن‌ها توسط حقوق قانونی و حفاظتی شناسایی و کنترل می‌شود.

با توجه به تعاریف بالا از سرمایه فکری، می‌توان اجزای اصلی سرمایه فکری را «دانش و مهارت‌های کارکنان»، «فرهنگ سازمانی»، «ارتباط با ذی‌نفعان»، «شهرت و حقوق معنوی  (مانند حق امتیاز، مارک تجاری)»، دانست