راهبردهاي بهره‌وري-پایان نامه درمورد بهره وری نیروی انسانی

دانلود پایان نامه

 راهبردهاي بهره‌وري

با بررسي اجمالي استراتژي هاي برگزيده كشورهاي صنعتي شده. به روشني مي‌تواند و استراتژي كاملاً متفاوت را در بين آنها يافت كه با پيشبرد بهره‌وري مرتبطند. اين دو استراتژي تحت عناوين زير دسته‌بندي مي‌شوند. راهبرد تحول و نوآوري و ديگري راهبرد بهبود.

1-1-1-1. راهبرد تحول و نوآوري

اين استراتژي بهبودهاي كلان، ناگهاني، منقطع و سرمايه محوري را مورد توجه قرار مي‌دهد. در عصر توليد انبوه كه از سالهاي دهة 1920 شروع شد، پيشرفت تكنولوژي و رشد و توسعة بنگاههاي توليدي باعث تخصصي‌تر شدن كارها و ايجاد واحدهاي مختلف تخصصي در بنگاههاي توليد شد. سپس به تدريج مسؤوليت طراحي و برنامه‌ريزي، كاملاً از مسؤوليت اجرا و كنترل عمليات جدا شد. در چنين شرايطي مسؤوليت بهبود سيستم از وظايف برنامه‌ريزان و 2 مديران ردة بالاي سازمان به حساب مي‌آيد و بقيه كاركنان كه مسؤوليت اجراي عمليات طراحي شده را دارند. وظيفه‌اي براي بهبود سيستم احساس نمي‌كنند. اين نوع بهبود معمولاً به سرمايه‌گذاري جديدي نياز دارد كه در نهايت تغييرات عمده و چشمگيري در سازمان ايجاد مي‌كند.

1-1-1-2. راهبرد بهبود

استراتژي بهبود بر بهبودهاي كوچك و پيوسته در امور جاري تأكيد دارد. در يك سازمان توليدي با استراتژي بهبود اين انديشه بر اذهان همگان سايه مي‌اندازد كه علاوه بر فعاليت‌هاي جاري و روزمره چه كارهايي بايد انجام گيرد تا وضعيت  فردا، هفته آينده و ماه آتي بهتر از امروز باشد. مديران به فكر بهبود در مسائلي نظير روابط افراد، تعيين سياست‌ها، ارتباط با پيمانكاران، فروش، بازار و … بوده و تكنيسين‌ها و كارگران در انديشه بهبود در طرح هاي اجرايي، هدايت و راهنمايي كارگران، ارتباط با اطرافيان و افزايش روحيه كاري آنان،‌‍ حمايت از فعاليت‌هاي بهبود به وسيلة ارائة پيشنهادها،‌ تمرين در انجام عمليات،‌ ارتقاي قابليت‌هاي فردي براي حل مسائل و … مي‌باشند. اين راهبرد، بهبودهاي خرد، تدريجي، پيوسته و مردم محور را مورد توجه قرار مي‌دهد. اگر سيستمي را در سازمان ايجاد كنيم كه كلية‌ افراد در حوزة مسؤوليت خود در انديشة بهبود باشند، آنگاه بهبود در حوزة عمليات اجرايي و تغييرات حتي جزئي در شيوه‌هاي عملياتي نيز گسترش خواهد يافت. در اين صورت نه تنها مديران و برنامه‌ريزان، بلكه كاركناني نيز براي بهتر شدن اوضاع، انديشة خود را به كار مي‌اندازند. قسمتي از انرژي و توان خود را از دايرة اجراي برنامه‌هاي استاندارد روزانه خارج نموده و به انجام فعاليتهاي بهبود اختصاص مي‌دهند. اين نوع بهبود برخلاف بهبود نوع اول، نه به سرمايه‌‌گذاري كلان نياز دارد و نه تغييرات عمدة چشمگير ايجاد خواهد كرد. اين برداشت از فعاليتهاي بهبود. حاصل دو استراتژي متفاوت مديريت است؛ شيوه‌هاي مديريت غربي متمايل به استراتژي نوع اول (نوآوري) و در مقابل استراتژزي مديريت ژاپني با استراتژي نوع دوم (بهبود) رابطه بهتري دارند

دانلود پایان نامه