تعریف روش تامین مالی:/پایان نامه درمورد سودانباشته و انتشار سهام

دانلود پایان نامه

 

تعریف روشهای تامین مالی

الف )  وام هاي بلند مدت (استقراض):معمولا شركت ها براي دوره هاي ميان مدت از طريق وام ها تامين مالي مي كنند و اين به آن معني است كه مدت اين نوع وام ها ميان يك و حداكثر ده سال است. مدت برخي از قراردادهاي اجاره تقريبا به بيست سال ميرسد. از اين رو مي توان گفت كه براي دوره هاي ميان مدت و بلند مدت از وام و قرارداد هاي اجاره به عنوان وسيله اي براي تامين مالي استفاده مي كنند.

قراردادهاي وام هاي ميان مدت مستقيما ميان وام دهنده و وام گيرنده بسته مي شود و در نتيجه مواد قراردادهاي مختلف متفاوت خواهد بود. از آن جا كه معمولا شركتي كه به پول نياز دارد مستقيما به بانك و موسسه وام دهنده مراجعه مي كند و سعي مي كند با آن سازمان به تفاهم برسد، در مورد تعيين شرايط و مواد قراردادها وام ها با سازمآن هاي نظارت كننده و دولتي ( مثل كمسيون بورس اوراق بهادار ) هيچ دخالت نمي كنند. وام هاي ميان مدت، از لحاظ نوع موسسات وام دهنده، جدول باز پرداخت وام، نرخ بهره، نوع وثيقه و ساير شرايط قراردادي داراي ويژگي هاي مشتركي هستند مزاياي وام هاي بلند مدت را می توان به قرار زیر دانست:

  • از آن جا كه بهره وام هاي ميان مدت تقريبا ثابت است اگر سود حاصل از اين وام ها از هزينه بهره بيشتر شود شركت وام گيرنده سود زيادي از محل اين وام ها خواهد برد.
  • معمولا شركت وام گيرنده مي تواند در مورد شرايط مربوط به وام، با بانك يا موسسه وام دهنده مذاكره كند ؛ لذا مي تواند ميزان شرايط بازپرداخت را با وضع مالي خود منطبق كند.
  • شركت هايي كه به دليل بهبود در وضع مالي خود واجد شرايط انتشار اوراق تجاري شــده اند مي توانند با مذاكره با بانك بدون دادن وثيقه وام بلند مدت با نرخ پايين بگيرند.

معايب وام هاي بلند مدترا می توان به قرار زیر دانست:

  • اهرم مالي حاصل از وام هاي ميان مدت به لحاظ اين كه ميزان بهره نسبتا ثابت است سبب مي شود كه سود شركت كاهش يابد. البته اگر آن شركت نتواندسود خود را به حدي برساند كه هزينه بهره وام ميان مدت را بپوشاند.
  • شرايط منفي گنجانده شده در قرارداد اين نوع وام از قدرت مانور و سرمايه گذاري در پروژه هاي تامين مالي شركت مي كاهد.
  • در مواردي كه شركت ها اقلامي از دارايي خود را به عنوان وثيقه گذاشتند بدون رضايت طلبكار نمي توانند دوباره آن را به عنوان وثيقه قرار دهند.
  • پرداخت اقساط سالانه ممكن است فشار زيادي بر نقدينگي شركت وارد آورد زيراشركت بايد در هر قسط مبلغ نسبتا زيادي بابت اصل وفرع وام بپردازد.

ب ) سهام ممتاز :سهام ممتاز نوعي از سهام است كه دارنده آن نسبت به در آمدها و دارائي هاي شركت حق يا ادعاي محدود و معيين دارد. از چهار منبع مالي بلند مدت كه شركت مي تواند از آن استفاده كند ( اوراق قرضه، سهام ممتاز، سهام عادي، سود انباشته ) سهام ممتاز كمتر به عنوان يك منبع مالي مورد استفاده شركت ها قرار مي گيرد. در مواقعي كه دو شركت در هم ادغام مي شود و اين كار با مبادله اوراق بهادار صورت مي گيرد ( و نه در مقابل وجه نقد ) سهام ممتاز به عنوان يكي از ابزار هاي تأمين مالي نقش مهمي ايفا مي كند.

سهام ممتاز را اوراق بهادار دو رگه مي نامند، زيرا هم ويژگي ها اوراق قرضه و هم خصوصي سهام عادي را دارد اين ويژگي ها عبارتند :

  • حق مشاركت در در آمدهاي و دارائي هاي شركت : سهام ممتاز داراي حق تقدم نسبت به سهام عادي مي باشند. يعني دارندگان آن ها در مطالبه درآمدها و دارائي هاي شركت در اولويت قرار مي گيرند. شركت بايستي قبل از تقسيم سود بين سهامداران عادي ابتدا سود سهام ممتاز را بپردازد. همچنين هنگام تصفيه شركت صاحبان ممتاز در دريافت دارائي ها ( پس از پرداخت حقوق طلبكاران ) در اولويت قرار مي گيرند. بنابراين از نظر ريسك، ريسك  سهام ممتاز كمتر از ريسك سهام عادي است و چون ريسك كمتري را مي پذيرد بازده كمتري نيز انتظار دارند.
  • ثابت بودن نرخ سود :نرخ سود تقسيمي ممتاز ثابت است و سود آن يك هزينه قابل قبول مالياتي نيست. سود سهام ممتاز به عنوان درصدي از ارزش سهام بيان مي شود. ميزان سود سهام ممتاز برابر است با :

نرخ سود * ارزش اسمي = سود سهام ممتاز

  • سود جمع شونده :خاصيت جمع شوندگي به اين معني است كه اگر شركت در سال هاي قبل سود سهام ممتاز را پرداخت نكرده باشد. بايستي در صورت كسب سود، قبل از پرداخت هر گونه سود به سهامداران عادي، سودهاي انباشته سهامداران ممتاز را بپردازد. اين يك نوع حمايت از دارندگان سهام ممتاز است. عموما روي سودهاي معوق سهام ممتاز سودي تعلق نمي گيرد.
  • مشاركت در سود :در بعضي از سهام ممتاز شرط مي شود كه سهامداران ممتاز در سودهاي اضافي شركت با سهامداران عادي شريك شوند. به اين ترتيب كه ابتدا سود سهام ممتاز پرداخت مي شود و سپس سود سهام عادي پرداخت مي شود و چنآن چه سودي باقي بماند با نسبتي مشخص بين دو گروه تقسيم مي شود.
  • حق رأي :سهامداران ممتاز معمولا داراي حق رأي نيستند اما گاهي در شرايط خاص به آن ها حق رأي داده مي شود. مثلا اگر شركت قادر به پرداخت سود سهام ممتاز براي يك يا چند سال نباشد به دارندگان اين سهام حق رأي براي انتخاب يك يا جند نفر از اعضاي هيئت مديره داده مي شود.
  • قابليت تبديل :سهام ممتاز ممكن است قابل تبديل يا غير قابل تبديل باشند. سهام ممتاز تبديلي سهامي هستند كه دارندگان آن مي توانند قسمتي يا كل سهام را در يك دوره زماني خاص با يك قيمت مشخص تبديل به سهام عادي نمايند.
دانلود پایان نامه