تعاملات اجتماعی و مقاومت -پایان نامه پذیرش تغییرات سازمانی در کارمندان شرکت فولاد

تعاملات اجتماعی و مقاومت در برابر تغییر

در دهه 1960 میلادی ، جامعه شناسان متعددی همچون بلاو (1964) ، گولدنر (1965) و لوینسون (1965) نظریه ای را بنام نظریه تعامل اجتماعی مطرح کردند. در دهه 1980 نیز ، این نظریه مورد توجه صاحب نظران سازمانی قرار گرفت (سی تون ، بنت و لیدن ، 1996 : 219). تعامل اجتماعی شامل مجموعه ای از تعاملات بین فردی است که تعهداتی را در میان طرفین درگیر ایجاد می کند (کرویانزانو و مایکل ،2005 : 874). نظریه تعامل اجتماعی بر اساس مفاهیم پاداش ها ، هزینه ها و منابع بنا شده است. پاداش ها شامل رضایت فرد و لذت بردن او از مشارکت در ارتباط است (تایبوت و کلی ، 1952 : 31). منابع شامل اقلام منقول و غیر منقول و رفتارهای فردی می باشد که هر یک از طرفین می تواند آن ها را به دیگری پاداش دهد (امرسون ، 1976 : 347). هزینه های تعامل اجتماعی نیز به خسارت ها و انرژی صرف شده در یک ارتباط و یا پاداش هایی که از همین رفتار می توان در جای دیگر بدست آورد ، گفته می شود (بلاو ، 1964 : 88).

به زعم اورگان (1988) ، در تعاملات اجتماعی کارکنان با سازمان ، قراردادهای اجتماعی بین آن ها منعقد می شود که این قراردادها ، تعهداتی در طرفین شامل انجام دادن و یا انجام ندادن کارهایی را ایجاد می کنند. کارکنانی که بر این مبنا رفتار می کنند ، در زمان تغییرات به تعهدات خود عمل می کنند و در برابر تغییرات مقاومت نمی کنند ؛ آن ها به دنبال شیوه های بهتری برای بهبود شرایط سازمان می باشند. بنابراین می توان ادعا کرد که نحوه رفتار کارکنان با سازمان و نحوه واکنش آن ها در برابر تغییر سازمانی بر اساس تعاملات اجتماعی آن ها با سازمان شکل می گیرد (کولیت ،2009 :33).

کروپانزانو و همکارانش (2001) ، تغییر سازمانی و دلایل مقاومت کارکنان در برابر آن را در چارچوب نظریه تعامل اجتماعی در نظر می گیرند و معتقدند که مقاومت کارکنان تحت تاثیر برداشت آن ها نسبت به رعایت عدالت در تعاملات اجتماعی آن ها با سازمان می باشد. این محققان درک افراد نسبت به عدالت را نیز تحت تاثیر درک آن ها نسبت به سه متغیر اعتماد ، تعهد و رفتار شهروندی سازمانی در تعاملات اجتماعی در نظر گرفته اند (کولین ،2009 : 4-3). تعاملات اجتماعی کارکنان در سازمان به عنوان چارچوبی است که می توان دلایل مقاومت کارکنان در برابر تغییرات را در آن جای داد. با توجه به مطالعات قبلی در این زمینه ، کارکنان پنج متغیر را در این تعاملات احساس می کنند که این متغیرها می توانند مقاومت آن ها را تحت تاثیر قرار دهند ، این متغیرها عبارتند از : ارتباطات ، تعهد ، عدالت ، رفتار شهروندی و اعتماد سازمانی. در ادامه ، پنج متغیر مذکور و ارتباط آن ها با مقاومت کارکنان در برابر تغییر سازمانی به تفصیل توضیح داده خواهند شد.

2-9 ارتباطات سازمانی و مقاومت کارکنان در برابر تغییر

ارتباطات[1] طیف وسیعی از مباحث را در بر می‌گیرد. هر گونه تعریفی از این مبحث به همان گستره ارتباطات می‌تواند خیلی عادی و دم دستی و یا خیلی پیچیده و غامض باشد. ما می‌توانیم جنبه‌های متمایز ارتباطات را بر اساس این گونه تعاریف متفاوت تشریح و توصیف کنیم اما یک تعریف واحد و یکسان یافت نمی‌شود (لیونل[2]،1992، صص 3-5).

اغلبِ افراد برداشت روشن و واضحی از ارتباطات در ذهن ندارند. گروهی، ارتباطات را در سازمان منحصر به مکاتبات اداری و ارسال و دریافتِ نامه‌ها می‌دانند  و آن را مترادف مکاتبات اداری در نظر می‌گیرند، گروهی دیگر از ارتباطات، وسایل ارتباطی مثل: تلفن، تلگراف، رادیو و امثال آن را به ذهن تداعی می‌کنند و برخی دیگر ارتباطات را در مقابل ضوابط و مقررات قرار‌داده و معتقدند، روابط باید جای خود را به ضوابط بدهد، به زعم اینان ارتباطات همان روابط شخصی و غیر اداری است. به هر‌ حال از ارتباطات معانی و برداشت‌های گوناگونی در ذهن افراد وجود دارد و شاید به همین علت است که نویسنده‌ای در تعریف ارتباطات آن را به آفتاب‌پرست[3] تشبیه کرده است، واژه‌ای که در هر ذهن به رنگ خاصی در می‌آید و مفهوم ویژه‌ای به خود می‌گیرد. (الوانی، 1380، ص 168).

ارتباطات شاخه‌ی علمی تازه‌ای است که از تلفیق ریاضیات، فیزیک، روانشناسی، زیست‌شناسی، و زبان‌شناسی بوجود آمده است. باید افزود که این رشته‌ی تازه‌ی علمی نه تنها مورد توجه زبان‌شناسی و رشته‌های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی قرار گرفته، بلکه به تدریج در علوم تجربی نیز راه باز کرده است.

از نظر مورهد و گریفین ارتباطات فرایندی است که دو یا چند بخش توسط آن اطلاعات مورد نیاز خود را مبادله وبا یکدیگر تبادل نظر می‌کنند. ارتباطات فرایندی است که در آن اطلاعات مبادله شده و از این طریق نوعی تفاهم بین طرف‌های ذینفع ایجاد می‌شود و در نهایت اینکه، ارتباطات فرایندی است که فعالیت‌های فردی و گروهی و مراوده‌ها برای افزایش اثربخشی از طریق آن هماهنگ می‌شود. (مورهد/گریفین، 1380، 450-452).

ارتباطات به گونه‌اي وسيع و گسترده «تسهيم تجارب»[4]  نيز تعريف شده است. در اين معنا هر موجود زنده‌اي تجارب و آنچه در درون خود دارد را با ديگران، چه همنوعان خود و چه با انواع ديگر در ميان مي‌گذارد. باید توجه داشته باشیم که آنچه ارتباطات انساني را از ارتباطات ديگر موجودات زنده متمايز و مشخص مي‌سازد توانايي بسيار زياد انسانها در خلق و استفاده از نمادها[5] است. بر اساس اين توانايي است كه انسان‌ها مستقيماً و بي‌واسطه‌ و يا غير‌مستقيم و با‌واسطه، تجارب خود را با ديگران در ميان مي‌گذارند. از اين روست كه برخي انسان را «حيواني نماد ساز»[6] مي‌دانند. ( فرهنگی، 1382، ص 6).

برخی دیگر از کارشناسان ارتباطات، مسئله‌ی تأثیر را در تعریف خود به صورت محرک‌ و پاسخ[7] مطرح کرده‌اند: تعریف کارل هاولند[8] در کتاب ارتباطات اجتماعی را می‌توان به عنوان نمونه‌ي این گونه تعریف‌ها ذکر کرد: ارتباطات‌، عبارت است از فراگرد[9] انتقال یک محرک از یک فرد (ارتباط‌گر)[10] به فردی دیگر (پیام‌گیر)، به منظور تغییر رفتار او. (محسنیان راد، 1374، 39-42).

يكي از نامداران دانش ارتباطات انساني، «پروفسور دين بارنلوند»[11]، چنين مي‌نويسد:

«ارتباطات، آن گونه كه من بدان مي‌نگرم، كلمه‌اي است كه بيانگر فراگرد ايجاد معني است.» دو كلمه در اين جمله از حساسيت زيادي برخورداند. يكي «ايجاد» و ديگري «معني» است. پيام‌ها ممكن است از خارج شكل بگيرند- توسط يك سخنور، از صفحه تلويزيون، از والدين سختگير- امّا معاني در درون شكل مي‌گيرند. اين وضعيت همسنگ آن شرايطي است كه «برلو»[12] در مورد آن مي‌نويسد، «ارتباطات در بر گيرندة انتقال معاني نيست. معاني انتقال پذير و يا قابل‌انتقال نيستند. فقط پيام‌ها قابل انتقال‌اند و معني در خود پيام نيست، بلكه معني در استفاده‌كنندگان از پيام مي‌باشد.» (فرهنگی، 1382، ص 7).

نويسندگان ديگري، ارتباطات را « فراگرد تفهيم و تفاهم و تسهيم معني » در نظر گرفته‌اند. در اين تعريف ارتباطات به عنوان فراگرد به كار گرفته شده است زيرا آن را فعاليتي كه با كُنش، دگرگوني، مبادله و حركت سروكار دارد مي‌دانند. ما به عنوان يك انسان نه مي‌توانيم فراگرد ارتباطي را بازداريم و نه مي‌توانيم آغاز و انجامي براي آن در نظر گيريم.

ارتباطات با تفهيم[13] سروكار دارد. اشخاصي كه با ارتباطات سروكار دارند بايد بدانند و اين نكته براي خود آنها نيز تفهيم شده باشد كه چه مي‌گويند وچه مي‌شنوند. براي همه‌ي ما بارها اتفاق افتاده است كه پيام فرستنده‌ی، پيام را دقيقاً تكرار مي‌كنيم بي‌آنكه پيام اثري در ما بگذارد يا به عبارت ديگر پيام را دريافت كرده باشيم. ارتباط شكل نمي‌گيرد مگرآنكه عمل تفهيم انجام گرفته باشد.

ارتباطات به تسهيم معني نيازمند است. معني متداول تسهيم را، بين مردم در نظر گيريد. انسان‌ها غذاي خود را با ديگران سهيم مي‌شوند، انسان‌ها چيزي را كه دوست دارند در ميان مي‌گذارند و آن‌ها را نيز در آنچه دوست دارند شريك و سهيم مي‌كنند. تسهيم هديه‌اي است كه انسان‌ها به ديگران مي‌دهند. اين عمل اهداء ممكن است با خود نيز باشد. وقتي كه ما در شرايط آرام بخش و كاملاً دلچسبي خود را قرار مي‌دهيم و يا هنگامي كه در روياهاي خود فرو مي‌رويم، وقتي كه ما به آينده خود و اهداف بلندمدت خويش مي‌انديشيم، چيزي را با خود در ميان ‌نهاده و يا با خود قسمت‌ مي‌كنيم. اين تسهيم با خود براي‌ ما، «ارتباط با خود»[14] را پديد مي‌آورد و تسهيم با ديگران آن چيزي است كه امروز در ميان اكثر علماي علوم اجتماعي، به نام «ارتباط با ديگران»[15] شناخته شده است.

1 Communication

[2] Lionel

3 Chameleon

1 Sharing of Experiences

2  Symbols

3 Symbol-Making Animal

4 Stimulus-Response

5 Hovland

6 Process

7 Communicator

8 Dean Barn Lund

Berlo

2 Understanding

3 Intrapersonal Communication

4 Interpersonal Communication