تعاریف یادگیری سازمانی/پایان نامه درباره سرمایه فکری

تعاریف ارائه شده درباره یادگیری سازمانی

تعاریف و دیدگاههای زیادی در رابطه با یادگیری سازمانی ارائه شده است که در زیر به برخی از آنها اشاره شده است:

نوناکا (1995): اعتقاد دارد که یادگیری سازمانی از تکرار فرآیندهای درونی شدن و بیرونی شدن حاصل می شود. بیرونی شدن زمانی اتّفاق می افتد که دانش ضمنی فرد تحت عنوان دانش آشکار جذب شود و با تبدیل این دانش آشکار به دانش ضمنی در فرد دیگر، پدید آمدن یا درونی شدن رخ می دهد.(چوپانی و دیگران،1391)

 

اسکرلاواج و همکاران (2007): قابلیت یادگیری سازمانی نشان دهنده ی ظرفیت سازمان برای توسعه ی توانایی های خود برای کسب اطلاعات جدید و تبدیل آن اطلاعات به دانش است. (صیادی و دیگران،1392)

 

ادمونسون و مونگون(1998): معتقدند که یادگیری سازمانی فرآیندی است که در آن اعضای سازمان به طور فعّالانه اطلاعات را بکار می برند تا رفتار را در مسیری هدایت کنند که تطابق مداوم سازمان را بهبود بخشد.(chan،2004،به نقل از چوپانی و دیگران،1391)

 

هدبرگ(1981): فرآيند یادگیری ريشه در كسب دانش افراد و پيشرفت از طريق انتقال و يكپارچه نمودن اين دانش تا خلق مجموعه اي از دانش جمعي دارد.(اعرابی و دیگران،1390)

 

استاتا(1989): يادگيري سازماني ايجاد شرايطي در سازمان است كه تك تك افراد آن شرايط و تغييرات به وجود آمده را مي پذيرند و از آن به عنوان يك فرآيند دائمي استقبال مي كنند. (قربانی زاده و دیگران،1391)

 

هوبر (1991):  يادگيري سازماني يك فرآيند پويا و مبتني بر دانش است و دلالت بر حركت ميان سطوح مختلف عمل، رفتن از سطح فرد به گروه، و سپس سطح سازمان و بازگشت مجدّد آن به سطح فردي است.(اعرابی و همکاران،1391)

داجسون(1993): یادگیری سازمانی»روشي كه سازمان ها ايجاد، تكميل و سازماندهي مي كنند تا دانش و جريان هاي عادي كار در رابطه با فعّاليت هايشان در داخل فرهنگ هایشان و همچنین کارآیی سازمان را از طریق بهبود به کارگیری مهارت های گسترده نیروی کارشان، انطباق دهند و توسعه بخشند «(فتاح ناظم و مطلبی،1390)

 

سینکولا(1994): سينكولا يادگيري سازماني را ابزاري مي داند كه به وسيله آن دانش محافظت مي شود، به طوري كه افراد ديگر علاوه بر ايجادكنندگان دانش نيز مي توانند آن را به كارگيرند.(قربانی زاده و دیگران،1391)

 

اسچوانت و مارکوات(2000): یادگیری سازمانی یک ارتباط پیچیده بین افراد، اعمال آنها،نمادها و فرآیندها در داخل سازمان می باشد.(دکاسترو،لوپز و ای.نواس،30:2008،به نقل از حاتمی و دستار،1391)

 

یانگ و همکاران (1999):  قابليت يادگيري سازماني بيانگر ظرفيت خلق و تعميم ايده ها بطور موثّر در برخورد با مرزهاي متنوع سازماني از طريق ابتكارات و شيوه هاي مديريتي ويژه است.(ملاحسینی و دیگران،1389)

 

سنگه (1990): سنگه معتقد است یادگیری سازمانی،که همان بسط توسعه و کاربرد دانش جدید است،ظرفیت تغییر رفتار کارکنان را دارد و اهمیتی ویژه برای ساخت آینده ی مورد نظر سازمان دارد.(صیادی و دیگران،1392)

لازیر(2002): يادگيري سازماني، يك وضعيت ثابت يا هدف محدود نيست، بلكه فرآيند مستمر تطبيق با شرايط محيطي و تكامل است كه طي آن، گروه هاي درون سازمان تشويق مي شوند مهارت ها، دانش و اجماع درباره ي مقصد سازمان را توسعه دهند. يادگيري سازماني متشكل از مجموعه اي از تعاملات بين انطباق هاي فردي و گروهي و انطباق درسطح سازماني است. (فتّاح ناظم و مطلبی،1390)