تخصیص منابع:پایان نامه درباره تجهیز منابع در بانک

دانلود پایان نامه

روش های تخصیص منابع

نظام بانکداری بدون ربا منابع تجهیز شده را بر اساس یک طبقه بندی کلی در قالب سه دسته از عقود با نامهای عقود مشارکتی، عقود مبادله ای، سایر عقود به مشتریان خود تخصیص می دهد که در زیر به آن اشاره شده است.

 

2-3-2-1- عقود مشارکتی

در عقود مشارکتی بانک در سود حاصل از فعالیت های اقتصادی شریک بوده و گرچه ممکن است بتواند قبل از مشخص شدن میزان سود، نرخی را تحت عنوان علی الحساب یا حداقل سود مورد انتظار در برخی از انواع این دسته تعیین و دریافت نماید، ولی به هیچ وجه نباید این نرخ، نرخ قطعی محسوب شود.

عقود مشارکتی در قانون عملیات بانکی بدون ربا شامل شش عقد مضاربه، مشارکت مدنی، مشارکت حقوقی، مزارعه، مساقات و سرمایه گذاری مستقیم می باشد.

 

2-3-2-2- عقود مبادله ای

در عقود مبادله ای بعد ار انعقاد قرارداد و قبل از انجام فعالیت اقتصادی میزان منفعت بانک معلوم و معین است و تغییرات احتمالی در وضعیت مالی فعالیت مذکور از جهت سود و زیان ارتباطی با مطالبات و منفعت ندارد. در برخی عقود این دسته، تعیین نرخ ثابت از پیش تعیین شده مجاز و شرعی می باشد و این نرخ در ماهیت این دسته از عقود قرار دارد(فرجی،1378).

عقود مبادله ای در قانون عملیات بانکی بدون ربا شامل پنج عقد معاملات اقساطی، اجاره به شرط تملیک، معاملات سلف، جعاله و خرید دین می باشد.

 

2-3-2-3- سایر عقود

سایر عقود نیز تنها شامل وام های قرض الحسنه می گردد که به صورت زیر تعریف می شود.

قرض الحسنه اعطایی:عقدی است که به موجب آن بانک ها می توانند به عنوان قرض دهنده مبلغ معینی را

طبق ضوابط مقرر به اشخاص حقیقی با حقوقی قرض دهند و گیرنده متعهد می شود مبلغ دریافتی و کارمزد

آن را در سررسید یا سررسید های معین برگرداند(فرجی،1378).

 

2-4- عوامل مؤثر بر جذب منابع

بانک ها از طریق ارائه خدمات بانکی به مشتریان، کسب درآمد می نمایند. بدین شکل که از طریق جذب سپرده های مردم با نرخ بهره پائین و اعطای تسهیلات با نرخ بهره بالاتر، اختلاف دو نرخ، عایدی بانک    می باشد که اصطلاحاً به آن حاشیه سود و بهره گفته می شود، صورت می پذیرد. بنابراین هرچقدر بانک بتواند از مقیاس های اقتصادی استفاده کند، سود حاصل از این عمل بیشتر خواهد بود.

سؤالي که در اين جا مطرح مي شود این است که چه متغيرهاي اقتصادي در جذب سپرده ها تأثير گذارند؟ آيا متغيرهايي مثل: درآمد ملي، نرخ ارز، تورم و شاخص بهاي دارايي هايي چون: کالاهاي شبه سرمايه اي مانند خودرو، مسکن و قيمت سکه طلا روي حجم سپرده هاي بانکی مؤثرند؟ آيا عوامل مؤثر در بانکداري از قبيل تبليغات، تعداد کارکنان، تعداد شعب، حجم تسهيلات اعطايي و… بر سپرده هاي بانک ها تأثير گذار مي باشند؟ و اين که در صورت تأثيرگذاري، تأثير هر کدام از متغيرهاي مذکور به چه ميزان مي باشد؟

عموماً در فعاليت هاي بانک، جذب منابع مالي از اهميت بسيار زيادي برخوردار است، زيرا موفقيت در اين زمينه مي تواند عاملي براي موفقيت در ساير زمينه ها باشد، از آنجا که جذب منابع مالي براي هر بانک و سيستم بانکی هم به عوامل برون سازماني و هم به عوامل درون سازماني مربوط مي شود، شناخت اين عوامل و ميزان تأثيرگذاري هر کدام از آنها نيز براي موفقيت در اين زمينه مهم و اساسي است.

اما سودآوری بانک ها تحت تاثیر عوامل داخلی قابل کنترل مدیریت بانک و یا تحت تاثیر عوامل و شرایط اقتصادی حاکم بر کشورها و عوامل محیطی که بر آن تأثیر می گذارند می باشد. لذا برای دوری از هر انحرافی عوامل مؤثر بر سودآوری به دو گروه اصلی: عوامل تعیین کننده داخلی و بیرونی تقسیم شده اند (باقری،1380).

 

2-4-1- عوامل برون سازمانی

عوامل تعیین کننده بیرونی فراتر از مدیریت بانک هستند که به دو دسته عواملی تقسیم می شوند:

الف)مالکیت و مقیاس بانک: در کشورهای سوسیالیستی بانک ها معمولاً ملی، در کشورهای سرمایه داری بانک ها خصوصی و معمولاً در کشورهای جهان سوم بانک ها نیمه دولتی می باشند.

ب) عواملی که به شرایط اقتصادی حاکم بر کشور بستگی دارند مانند: نرخ تورم، عرضه پول، سهم بازار، رشد اقتصادی، شرایط تنظیمی و تعدیلی، سیاست های بانک مرکزی و نرخ رشد تولید ناخالص داخلی تفکیک شده اند(باقری،1380).

 

بازار وام ها و سپرده‌ها ممكن است بوسيله كاهش رشد اقتصادی تاثير بپذيرد و اين اساساً بر سودآوری بانك تاثير مي‌گذارد. تا آنجا كه بانك ها و ديگر واسطه‌گری های مالی با اين تغييرات شرايط بازار مرتبط هستند كه هم از طرف دارائي ها و هم از طرف بدهي ها مي‌تواند اندازه گيري شود.

در اين زمينه براي اهداف و مقاصد بانك از آنجایي كه طرف دارائي هاي بانك بستگي به طرف بدهي ها دارد، رشد بازار به وسيله رشد حجم نقدينگي كه به عنوان كل جريان اسكناس و مسكوك و سپرده‌هاي ديداري و سپرده‌هاي قرض ‌الحسنه و سپرده‌هاي مدت دار مي‌باشد بيان مي شود.

برای مثال يكي ديگر از عوامل برون سازمانی كه مي‌تواند در جذب منابع بانك تاثير بگذارد سهم بازار از كل شبكه بانكي كشور مي‌باشد. سهم بازار مي‌تواند به عنوان يك معيار رقابتي در بين بانك ها باشد. پس تغيير در سهم بازار مي‌تواند در سود بالقوه بانك مؤثر باشد. معيار سپرده از كل سپرده بانك هاي تجاري مي‌تواند به عنوان معيار سهم بازار بانك بیان گردد .

تغيير در سطح قيمت ها يا شرايط تورمي در اقتصاد، از ديگر شرايط محيطي است كه می تواند در جذب منابع بانك تأثیر بگذارد. اگر تورم كاملاً پيش‌بيني شده و نرخ هاي بهره با توجه به آن تنظيم شده ‌باشند، افزايش درآمدها و در نتيجه، رشد آنها سريعتر از هزينه‌ها مي‌شود و اين يك تأثير مثبت بر سودآوري    بانك ها دارد. اگر تورم پيش‌بيني شده نباشد و بانك ها در تعديل نرخ هاي بهره‌شان كند باشند، اين احتمال وجود دارد كه هزينه‌هاي بانك سريع تر از درآمدهاي آن افزايش يابند و از اين رو بر سودآوري بانك تأثير معكوس داشته باشد. شایان ذکر است با توجه به تورم پيش‌بيني نشده در ايران و نرخ هاي سود دريافتي دستوري كه توسط بانك مركزي تعيين مي‌شود، تورم بر سود بانك باید تأثير عكس داشته باشد. (باقری،1380).

دانلود پایان نامه