ایجاد تغییر در سازمان:پایان نامه درباره تنوع تیم مدیران عالی

روش‌های ایجاد تغییر در سازمان :

براى ايجاد تغيير در سازمان چندين روش مختلف وجود دارد كه در اینجا به دو روش ايجاد تغيير از درون و بیرون كه هركدام محاسن و معایب خاص خود را دارد پرداخته شده است.

1.روش‌های ایجاد تغيير از درون: عبارت است از تغييراتي كه بر افزايش آگاهی‌ها، دانش و معرفت افرادى اشاره می‌کند كه در نظر است باورها و نگرششان تغيير يابد. مشكل اين تحول، آموزش و پرورش كاركنان اجرايى و مديران ميانی است و در اين راه می‌توان از انواع شيوه هاى آموزشى و یادگیری استفاده نمود.

٢ . روش‌های ایجاد تغيير از بيرون : در این روش تأكيد بر ایجاد محیط و شرایط كار جديد از طريق تغيير ساختار سازمانى، تكنولوژى و روش كار، قوانين و مقررات حاكم بر انجام وظايف روزمره، تغيير معيارهاى گزينش و استخدام، ارزشيابى شاغلين، پرداخت حقوق و مزايا و نظایر اين مکانیزم‌ها است. تغيير سازمانى داراى سه نظريه می‌باشد كه هركدام داراى ابعادى است كه در زير به توضيح آن‌ها پرداخته شده است. (احمدی، نریمانی، 1388 ،ص51)

2-6-6-تدارک برای تغییر:

ورای اینکه چه نوع تغییری مورد نیاز است ،یک سازمان نیازمند بررسی چگونگی زمینه سازی برای ایجاد تغییری اثر بخش نیز می باشد.اولین عامل تدارک وزمینه ساز برای تغییر سرعت تغییر است.طراحی وبرنامه ریزی تغییر جه مقداری طول خواهد کشید؟تغییر با چه سرعتی آشکار گردد؟چه میزانی از تطابق باید برای یادگیری از طریق آزمون وخطا فراهم گردد؟سازمان کدام نوع ازتغییر را ساده تر خواهد پذیرفت؟تغییرات سریع یا طولانی مدت؟ مدت زمان مورد نیاز سازمان برای برآوردن نیازمندی کاربران وتقاضای آنان چه میزانی است؟ ( مدیریت تغییر در کتابخانه ها چالشهای سده14،1385،21)

2-6-7-واکنش به تغییر:

شاید بزرگترین چالش پیش روی مدیریت تغییر،اداره واکنش های افراد نسبت به تغییر می باشد.متاسفانه ،تغییر بدون در نظر گرفتن تاثیرات روانشناختی آن بر روی آن دسته از افرادی که در تصمیم گیری مربوط به اتخاذ فرآیند تغییر مداخله ندارد ، صورت می پذیرد. برای اکثر افراد ،انجام کارهای تکراری ویکنواخت مطلوب تر است.افراد کارهای یکنواخت را بخاطر اینکه در انجام آن از قابلیت کنترل برخوردارند بیشتر می پسندند.اما در اجرای برنامه های تغییر اولین چیزی که دچار تهدید می گردد،کنترل افراد بر روی فعالیت روزمره شان می باشد بنابراین مقاومت ،غالبا در برابر فقدان کنترل در انجام امور است نه واکنش در برابر تغییر. ( مدیریت تغییر در کتابخانه ها چالشهای سده14،1385،21)

2-6-8-علل مقاومت افراد وسازمان در برابر تغییر:

با هم بودن آغاز است، با هم ماندن پیشرفت ، باهم کار کردن موفقیت است.  هنری فورد اول

مسعود طاهری لاری(1377) علل مقاومت در برابر تغییر را از دیدگاه فردی(کارکنان) وسازمانی اینگونه بیان می نماید:

علل مقاومت فردی:

1-عادت: اعضای سازمان به انجام کارهای روزمره عادت کرده اند وتمایلی به تغییر وضعیت ندارند

2-ترس:ترس از عدم یادگیری مهارتی جدید

3-بهم خوردن مبادلات با ثبات دوستی: اگر کارکنان احساس کنند با اجرای برنامه تغییر روند آنه خدچه دا خواهد شددر مقابل برنامه تغییر مقاومت می کنند.

4-کنترل:از دست دادن کنترل در اداره محیط وفعالیت های سازمانی. ( مدیریت تغییر در کتابخانه ها چالشهای سده17،1385،21)

علل مقاومت سازمانی:

منظور از مقاومت سازمانی مقاومت مدیران سازمان است .برخی اوقات مدیران سازمان به دلایل زیر در مقابل اجرای برنامه های تغییر مقاومت می کنند:

1-ترس از تغییر ساختار قدرت

2-ترس از تغییر ساختار سازمانی

3پرهزینه بودن برنامه تغییر