انواع سبك رهبری:پایان نامه سبک رهبری و عملکرد مدیران

دانلود پایان نامه

انواع سبك رهبری

سبك آمرانه و سنتی ( تاكید بر وظیفه) مدیر یا رهبر به زیر دستان خود بگوید چه كار باید بكنند وچگونه باید آن كار را انجام دهند.این سبك محافظه كار(اقتداری) است.

سبك دمكراتیك و غیر آمرانه رهبر یا مدیر در این سبك مسئولیت رهبری خود را با زیردستانش تقسیم می كند و آنها را در برنامه ریزی و اجرای آن مشاركت می دهد. به این سبك، سبك كارمند مدار یا رابطه مدار  نیز گفته اند.

عده ای از دانشمندان مدیریت بر این اعتقاد دارند كه سبكهای رهبری دیگری میان این دو حالت وجود دارد كه از آن به سبك میانی نام می برند. در سبك میانه مدیر نسبت به بعضی از جنبه های شغل مدیریت محافظه كار است و نسبت به جنبه های دیگر لیبرال (مشاركتی). (رضائیان،1379)

 

 

2-2-5)چهار سبك رهبری (مدل هرسی و بلانچارد)

1- سبك دستوری

2- سبك عرضه كننده

3-  سبك مشاركتی

4-سبك تفویض كننده اختیار

1-  سبك دستوری Directive Leadership :

در این سبك كه بشدت طرفدار كار و بسیار كم توجه به كارمند است، كاركنان دقیقاً می‌دانند كه سازمان از آنها چه توقعی دارد و در این راستا دستورات روشنی از طرف رهبر به آنان ابلاغ می‌شود.

2- سبك عرضه كننده یا رهبری حمایتی Supportive Leadership :

در این سبك رهبر به صورت همزمان نسبت به مقوله كار و كارمند توجه شدید نشان می‌دهد.

3-سبك مشاركتی Participative Leadership :

این سبك شدیداً طرفدار كارمند و بی‌توجه به كار است. در این سبك رهبر از كارمندان به طور وسیعی نظر و پیشنهاد دریافت می‌كند لیكن درخصوص اخذ تصمیمات نهایی تفویض اختیاری صورت نمی‌پذیرد.

4-سبك واگذاری اختیار :

در این سبك رهبر به هیچ وجه دخالتی در امور نمی‌كند و اختیارات به طور كامل به زیردستان واگذار می‌شود، زیرا تصور براین است كه زیردستان دارای شایستگی كافی برای تشخیص موقعیت و انجام وظایف هستند.

2-2-6)فرق میان رهبر و مدیر (رئیس)

در بیان تفاوتهای رهبری و مدیریت  غرض این نیست كه بگوییم رهبری خوب است و مدیریت بد ،این دو ،دو مقوله جداگانه و در خدمت هدفهای جداگانه است.رهبری نیرومند بدون مدیریت شاید به هرج ومرج منتهی می شود و مدیریت نیرومند در نبود رهبری چه بسا سازمان را در چنگال بروكراسی مرگبار گرفتار می كند. و باید به این نكته عنایت داشت كه رهبری كردن مكمل مدیریت است نه جایگزین آن.

 

 

2-1-6-1 ) تفاوتها وتشبهات :

1-رهبری كردن یعنی درآویختن با تغییر است و وظیفه رهبری ایجاد تحول و شرط رهبری تعیین مسیر و جهت تغییر است و كار مدیریت در آویختن با پیچیدگی است.

2-   بستر كار رهبر ،افراد و فرهنگ است،رهبری نرم و گرم است.

3- بستر كار مدیریت پایگان و سلسله مراتب است وسیستم خشك و سرد است .

4- میان رهبری و مدیریت وجه تمایز روشنی وجود دارد و آن این است كه افراد چگونه كار كنند؟رهبران افراد را به كار كردن برمی انگیزند ولی مدیران افراد را وادار به كار می كنند.

5- لازمه مدیریت حفظ وضع موجود از طریق برنامه ریزی،تخصیص بودجه ،سازماندهی ،نیروی انسانی و مشكل گشایی است.اما لازمه رهبری موفقیت تغییر است و منظور رهبری پدید آوردن چشم انداز و راهبردها،بسیج كردن افراد مناسی برای اجرای آن راهبردها و توان افزا كردن كاركنان با وجود موانع است.

6- هدف اصلی مدیریت این است كه نظام موجود به وظیفه خود عمل كندو لی هدف اصلی رهبری ایجاد تغییر های سودمند بخصوص تغییر های غیر پلكانی است.

7- مدیریت با كاربست اهرم كنترل و مشكل گشایی از تحقق برنامه مطمئن می شود ،به بیان دیگر دستاوردها را با بـرنامه مقایـسه می كندو انحراف را تشخیص می دهد و برای حل مشـكل برنامه ریزی وسازمانـدهی می كند.

8- اما در دنیای رهبری برای رسیدن به هدف نهایی باید انگیزه و الهام دادیعنی افراد را به رغم موانع عمده درراه تغییر، در راه  درست به حركت واداشت و این واداشتن به وسیله ارزشها و عواطف آنهاست.
رهبری بخش رشد یابنده كار مدیر است زیرا شتاب تغییر یكسره می شود.

9- یك مثال ساده در فرق مدیریت و رهبری :مثال  مقایسه مدیریت و رهبری ارتش زمان صلح و زمان جنگ است،هنوز كسی نتوانسته بفهمد چگونه می توان با مدیریت كردن افراد را به نبرد و میدان مرگ فرستاد.

10- در تفاوت مفهوم رهبری و مدیریت نیز گاهی گفته می شود که رهبری یعنی نفوذ در دیگران برای نیل به هدف، حال اگر این نفوذ برای نیل به اهداف سازمانی باشد آن را مدیریت می نامند.

11-  جان کارترمی گوید: مدیریت از عهده ی پیچـیدگی بر آمدن است در مقابل، رهبری از عهده، برآمدن است. رهبران جهت حرکت را با ایجاد دیدگاهی درباره آینده تعیین می کنند.

12- رهبران ممکن است منصوب شده یا از درون گروه پدید آمده باشند. رهبران می توانند برعملکرد دیگران تاثیربگذارند بدون آنکه قدرت تاثیر گذاری آنان از اختیار رسمی ناشی شده باشد اما مدیران در پست خود منصوب شده اند آنان قدرت قانونی دارند که اجازه می دهد در مواقع ضروری به دیگران پاداش دهند یا آنان را تنبیه کنندکه این قدرت از پست سازمانی آنان ناشی شده است.

دانلود پایان نامه