انواع اهرمها:پایان نامه در مورد ساختار سرمایه با سودآوری بانک

انواع اهرمها

هزینه‌های ثابت عملیاتی و مالی موجب شده است که مخاطرات ناشی از این هزینه‌ها، به روشهای مختلفی تجزیه و تحلیل گردد. به تبع آن، اهرمها به دو دسته کلی زیر طبقه بندی‌ می شود:

 

 

 

الف- اهرم عملیاتی[1]

شناسایی هزینه‌های ثابت عملیاتی در پیش بینی فروش و برنامه ریزی سود، نظیر استهلاک اموال و دارایی‌های بلندمدت، هزینه‌های ثابت اداری، تبلیغاتی و بازاریابی، عوارض و بیمه‌‌… در اهرم عملیاتی مدنظر قرار‌ میگیرد.

بنابراین، سودآوری واحد انتفاعی به نسبتی بیشتر از افزایش، خواهد یافت. به بیان دیگر با تغییر یک درصد در فروش، سود عملیاتی (EBIT) واحد انتفاعی بیش از یک درصد افزایش‌ می یابد. به معیاری که این تغییرات را‌ میسنجد، درجه اهرم عملیاتی گفته‌ می شود.

درجه اهرم عملیاتی، همبستگی متغیر مستقل (بازآوری فروشS-TVC) را با متغیر وابسته (سود عملیاتی EBIT) مشخص‌ می سازد. با کمک درجه اهرم عملیاتی، مدیران مالی قادرند اثر تغییرات فروش در سود عملیاتی قبل از کسر بهره و مالیات را بررسی نمایند. تفسیر درجه اهرم عملیاتی محاسبه شده در فرایند برنامه ریزی سود بسیار ضروری است و اهمیت خاص دارد.

«چنانچه درجه اهرم عملیاتی مثبت باشد، با یک درصد افزایش در فروش، به‌ میزان بیش از یک درصد (یعنی به‌ میزان حاصلضرب درصد تغییر فروش در درجه اهرم عملیاتی ) سود عملیاتی واحد انتفاعی افزایش‌ می یابد، و بالعکس اگر فروش یک درصد کاهش یابد، سود عملیاتی بیشتر از یک درصد کاهش خواهد یافت».

درجه اهرم عملیات در سطح تولید و فروش پایین تر از نقطه سربسر منفی خواهد بود یعنی شرکت با مخاطرات تجاری بیشتری مواجه خواهد بود، بنابراین لازم است از طریق فروش بیشتر، زیان عملیاتی را جبران کند. منفی بودن درجه اهرم عملیاتی در پایین تر از نقطه سربسر، نشان دهنده وجود زیان عملیاتی است.

«چنانچه درجه اهرم عملیاتی منفی باشد، با یک درصد افزایش در فروش، به‌ میزان بیش از یک درصد (یعنی به‌ میزان حاصلضرب درصد تغییر فروش در درجه اهرم عملیاتی )، از زیان واحد انتفاعی کاسته‌ می شود، بالعکس اگر فروش یک درصد کاهش یابد، زیان عملیاتی بیش از یک درصد افزایش‌ می یابد».

درجه اهرم عملیاتی در سطح فعالیت (فروش) نقطه سربسر، بی نهایت است. درصد تغییرات فروش در مواقعی که سود عملیاتی صفر است و به عبارت دیگر درجه اهرم عملیاتی بی نهایت است، باعث‌ میگردد که واحد انتفاعی از نقطه سربسر به سمت سودآوری حرکت کند. یعنی به ازاء تفاوت فروش با هزینه‌های متغیر، و پس از کسر هزینه‌های ثابت سود داشته باشد.

 

2-10-1) مفاهیم و مفروضات اصلی در درجه اهرم عملیاتی

  1. با یک درصد تغییر در تولید و فروش، بیش از یک درصد، (EBIT) تغییر‌ می یابد.
  2. اگر فروش واحد انتفاعی در سطح بیشتر از نقطه سربسر عملیاتی باشد و یک درصد تغییرکند، درصد تغییر (EBIT) بیش از یک درصد است.
  3. درجه اهرم عملیاتی، به عنوان یکی از معیارهای سنجش مخاطرات تجاری (عملیاتی)
  4. درجه اهرم عملیاتی، درصد تغییر متغیر وابسته (سود عملیاتیEBIT) را با درصد تغییر متغیر مستقل (فروش)‌ می سنجد.
  5. مهم‌ترین عامل در درجه اهرم عملیاتی، هزینه ثابت عملیاتی است، هرچه قدرهزینه ثابت عملیاتی بیشتر باشد، قدرمطلق درجه اهرم عملیاتی بالا‌ می رود. به عبارت دیگر درجه اهرم عملیاتی بیشتر‌ میشود، زیرا سود عملیاتی کاهش‌ می یابد.
  6. درجه اهرم عملیاتی در نقطه سربسر بی نهایت است و هرچه قدر از نقظه سربسر از نظر سودآوری دور‌ می شویم، درجه اهرم عملیاتی کاهش‌ می یابد.

ب) اهرم مالی[2]

تأمین مالی وجوه، چالشی ترین وظیفه مدیران مالی است. تأمین مالی نظیر دریافت وام و اعتبار، مستلزم امکان پرداخت اصل در سررسید و بهره در مقاطع تعهد شده است. وجوه هزینه‌های ثابت مالی نظیر بهره، موجب گردید که توان واحد انتفاعی در مقابله با این گونه هزینه‌ها با استفاده از اهرم مالی و محاسبه درجه اهرم بیش از گذشته مورد توجه مدیران مالی قرار گیرد.

اهرم مالی، درصد تغییرات سود خالص با تغییرات سود عملیاتی را‌ می سنجد. چنانچه یک درصد سود عملیاتی قبل از بهره و مالیات افزایش یابد، سود خالص واحد انتفاعی به بیش از یک درصد افزایش پیدا‌ میکند. به عبارت دیگر درصد تغییرات متغیر وابسته (سودخالص و سود هر سهم) با درصد تغییرات متغیر مستقل (سودعملیاتی) سنجیده‌ می شود. معیاری که درصد تغییرات دو متغیر را سنجش‌ میکند، تحت عنوان درجه اهرم مالی نامیده‌ میشود[3]

مدیران مالی بر این عقیده‌اند که اهرم مالی یکی از مهم‌ترین انواع اهرم‌ها است، به طوری که در بخش مدیریت ساختار سرمایه، جایگاه خاصی دارد. ساختار سرمایه یک شرکت رابطه بین بدهی و حقوق صاحبان سهام است، که نیاز مالی را برای تهیه دارایی‌ها تأمین‌ می‌کند. شرکتی که هیچ‌گونه بدهی نداشته باشد ساختار سرمایه آنرا حقوق صاحبان سهام تشکیل‌ می‌دهد. از آنجایی که ساختار سرمایه بیشتر شرکت‌ها ساختار سرمایه همراه با بدهی حقوق صاحبان سهام است، مدیران مالی نسبت به دریافت وام و اثرات آن بسیار حساس و دقیق هستند. اگر شرکتی از طریق دریافت وام به سود مناسبی رسیده باشد (اهرم مالی مناسب بوده است)، عایدی هر سهم سهامداران در مقایسه با عدم اخذ وام بیشتر‌ می‌شود (وکیلی فرد و وکیلی فرد،1391).

[1] Operating levarage

[2] Financial Leverage

[3] Degree of Financial Leverage